نویسنده : azarhana
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

تو را من چشم در راهم!!!!!!!!!!!

 

 نیما یوشیج، استاد بزرگ همه ی شاعران هستند که زیبایی در کلام و اشعار ایشان هویداست. 

 

 

تو را من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند در شاخ تلاجن  سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم.

شباهنگام ، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم

 

تعداد بازدید از این مطلب: 679
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1398
نظرات 0

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 شیخ بهایی، از عارفان و شاعران نامی و بزرگ کشورمان می باشند که زندگی پر ثمره ی خود را در دوران صفویه و حکومت شاه عباس صفوی سپری کرده اند. از مشهور ترین آثار وی شعر تمنای وصال می باشد. آقای عبدالحسین مختاباد با صدای رسا و زیبای خود این شعر را خوانده اند که برای دانلود آن می توانید اینجا کلیلک کنید:

 

 تاکی به تمنای وصال تو یگانه

 اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

 خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

 ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

 جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

 رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد

 دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

 در میکده رهبانم و در صومعه عابد

 گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

 یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

 روزی که برفتند حریفان پی هر کار

 زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

 من یار طلب کردم و او جلوه‌ گه یار

 حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

 او خانه همی جوید و من صاحب خانه

 هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو

 هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

 در میکده و دیر که جانانه تویی تو

 مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

 مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

 بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید

 پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

 عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

 یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

 دیوانه منم من که روم خانه به خانه

 عاقل به قوانین خرد راه تو پوید

 دیوانه برون از همه آیین تو جوید

 تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید

 هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

 بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

 بیچاره بهائی که دلش زار غم توست

 هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

 امید وی از عاطفت دم به دم توست

 تقصیر خیالی به امید کرم توست

 یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

یک شب آتش؟؟؟؟؟؟

 

   مجذوب تبریزی بزرگوار می فرمایند....

 

 

   یک شب آتش در نیستانی فتاد

   سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

   شعله تا سر گرم کار خویش شد

   هر نیی شمع مزار خویش شد

   نی به آتش گفت کین آشوب چیست؟

   مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

   گفت آتش بی سبب نفروختم

   دعوی بی معنیت را سوختم

   زانکه می گفتی نیم با صد نمود

   همچنان در بند خود بودی که بود

   مرد را دردی اگر باشد خوش است

   درد بی دردی علاجش آتش است....

 

    استاد بزرگ، استاد شهرام ناظری، این شعر را با صدای زیبای خود تلاوت کرده اند. برای دانلود شعر اینجا کلیک کنید

تعداد بازدید از این مطلب: 668
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

تو مجنون نیستی!!!!!!

 

مولانای بزرگ ما در مثنوی خود چنین روایت کردند که روزی خلیفه لیلی را می بیند و عشق مجنون نسبت او را به باد تمسخر می گیرد. اما لیلی چه پاسخ دندان شکنی به او می دهد:

 

گفت لیلی را خلیفه کان تویی؟     کز تو مجنون شد پریشان و غوی ؟

از دگر خوبان تو افزون نیستی    گفت خاموش چون تو مجنون نیستی!

 

تعداد بازدید از این مطلب: 749
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : چهارشنبه 02 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

شراب بوسه ؟؟؟؟

 

     فروغ فرخزاد عزیز می فرمایند:

 

او شراب بوسه می خواهد ز من

من چه گویم قلب پر امید را ؟

او به فکر لذت و غافل که من 

طالبم آن لذت جاوید را 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 706
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : سه‌شنبه 01 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

چه دل آزار؟؟؟؟؟؟

 

 فریدون مشیری عزیز می فرمایند:

 

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین

سینه را ساختی از عشقش سرشار ترین

آن که می گفت منم بهر تو غم خوار ترین

چه دل آزار ترین شد چه دل آزار ترین

تعداد بازدید از این مطلب: 712
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : یکشنبه 29 دی 1398
نظرات 0

 

 

چشم دل؟؟؟؟؟؟

 

    استاد یکه تاز سخن، استاد شهریار، چه زیبا و چه با درایت چشم دل را توصیف کرده اند:

 

چشم خود بستم که تا چشمان مستش ننگرم

ناگهان دل داد زد:

دیوانه من میبینمش!!!!!

تعداد بازدید از این مطلب: 777
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : جمعه 27 دی 1398
نظرات 2

 

 

دلایل اثبات وجود خدا 

 

دلایل اثبات وجود خدا

اوست کسی که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید

شاید تاکنون این سوال ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد که خدا کیست؟ آیا واقعا خدایی وجود دارد؟ چگونه ثابت می شود که خدایی وجود دارد؟

در ذهن و افکار و اندیشه ی هر انسان بالغی میلیارد ها سوال و جواب می گذرد و همین سوال ها زندگی او را جهت می دهد. بی تردید انسان موفق کسی است که به آسانی هرچیزی را نمی پذیرد و برای پذیرفتن آن ها جویای جواب مثبتی می شود که با عقل و منطق امروزی خود تطابق داشته باشد. خوشا به حال افرادی که سوال های زیادی درباره ی وجود خدا دارند. حال اگر شما دوستان عزیز که در حال خواندن این متن می باشید، به وجود خدا و کائنات اطراف دچار تردید شده باشید، در ادامه می خواهیم که پنج دلیل واقعی اثبات وجود خدا را به شما معرفی کنیم. دلایلی که شما را از شک و تردید نجات می دهد و به سوی عالم هستی بخش سوق می دهد.

دلایل پنج گانه اثبات وجود خدا از گذشته های دور توسط بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان با آزمایش ها و نظریه های مختلف تایید شده است. حتی کانت فیلسوف آلمانی که در ابتدا این پنج نظریه را با افکار و اثبات های دقیق خود منسوخ کرده بود با پی بردن به نظریه ی ششم ( بعد ها درباره ی آن صحبت می کنیم.) تمامی کوشش های قبل خود را به باد مسخره گرفت. ( برگرفته از کتاب مرشد و مارگریتا)

1-جهان ما بسیار پیچیده است.

پیچیدگی جهان را با مثال کوچکی برای شما بیان می کنیم. فرض کنید که می خواهید یک شی ساده و جزیی مانند یک خودکار را با دستان خود بسازید. برای این کار بسیار زحمت می کشید. به این منظور از قبل جوهر خودکار را با سلیقه ی خود انتخاب می کنید. سایر اجزای پلاستیکی خودکار را تهیه و در کوره حرارت می دهید تا شکل خاص خود را بگیرد. شاید بار ها هم برای ساخت این شی جز و کوچک به شکست رسیده باشید اما خوب ناامید نمی شوید. ممکن است این اختراع شما یک روزه و ممکن است چندین روز به طول انجامد. پس از اتمام کار به ساخته ی دست خود بسیار افتخار می کنید. اما آیا تاکنون به پیچیدگی سیاره ای که در آن مشغول به زیستن هستید فکر کرده اید؟؟ بی تردید اگر بخواهید به تمام کائنات و جهان هم فکر کرده باشید به این نتیجه می رسید که فردی همانند ما که ساختن یک خودکار را چندین روز طول می دهد نمی تواند این گوی بزرگ پر رمز و راز ( جهان ) را تنها در عرض 7 روز بیافریند. همچنین این فکر را کسی نمی تواند بپذیرد که کائنات خود به خود به وجود بیایند. بنابراین اینجا به این نتیجه می رسیم که وجودی فوق العاده فراتر از ما وجود دارد که تمامی این جهان را در کمال بزرگی و عظمت آفریده باشد.

 

همچنین او نه تنها جهان را آفریده بلکه هرچیزی را حد و اندازه ی خاص خود داده است. چیزی که ما برای آن نیازمند میلیارد ها سال مطالعه دقیق و فراوان هستیم. به چند نمونه علم عمومی در زیر اشاره می کنیم:

1-بی شک همه ی ما اتمسفر را می شناسیم. اتمسفر لایه ای نازک است که اطراف زمین را گرفته و ما برای تنفس و سایر کاربرد ها از آن استفاده می کنیم. اتمسفر ترکیب پیچیده ای دارد و بیشتر آن از نیتروژن و اکسیژن ساخته شده است. آیا این را می دانستید که اگر اندازه ی کره ی زمین کوچک تر بود اصلا وجود اتمسفر 50 مایلی ممکن نمی شد( در این صورت گازها با هم ترکیب می شدند) و اگر اندازه ی کره ی زمین بزرگ تر بود مقدار هیدروژن ممکن نبود. پس خدا از پیش اندازه ی کره ی زمین را روی اصول آفریده است.

2-در یک نمونه ی دیگر می توانیم به فاصله ی کره ی زمین و خورشید اشاره کنیم. شاید هر کدام از ما به قدر کافی گرمای تابستان و سرمای زمستان را حس کرده باشیم. اما معنی گرما و سرمای واقعی زمانی ممکن بود که اندازه ی فاصله تا خورشید بهم می ریخت. اگر زمین کمی به خورشید نزدیک تر بود ما از شدت گرما می سوختیم و اگر کمی از زمین دورتر بودیم مانند سیاره ی نپتون و یا پلوتو کاملا یخ می زدیم.

3-تاکنون به چرخش کره ی زمین به دور خورشید و یا چرخش به دور خود توجه کرده اید؟؟؟  زمین همیشه با سرعتی ثابت و حدود 67000 مایل در ساعت به دور خورشید می گردد و هرگز شتاب دار نمی شود. اگر چنین شود فاصله ی او با خورشید نامتعادل شده و نابود می شود. همچنین این حرکت به دور خود است که باعث می شود گرما و سرما در کره ی زمین به طور متعادلی پخش شود.

4-آیا تاکنون به این موضوع  فکر کرده اید که اگر نیروی جذر و مد نبود چه اتفاقی می افتاد؟؟ نیروی جذر و مد تنها گرانش ماه است و بی شک اگر وجود نداشت آب اقیانوس ها راکد می ماند و باعث سرازیری و به هم ریختن جو زمین می شد.

5-بیایید کمی درباره ی آب ها مطالعه کنیم. همانطور که می دانید آب مایه ی حیات انسان ها است و اگر نباشد هیچ انسانی نمی تواند زنده بماند. آب بی رنگ و طعم و بو می باشد. زیبایی و عطر دیگر نوشیدنی ها مانند یک نوشیدنی انرژی زا را ندارد. اما چنان گوهری نایاب است که زندگی تمام موجودات بدان وابسته است. آیا تاکنون به ویژگی های این ماده ی باارزش فکر کرده اید؟

 

*خوشبختانه آب دمای جوش و انجماد بالایی دارد. ( در اصطلاح علمی نقطه ی جوش و انجماد آب بالا است) و به راحتی در هر دمایی تبخیر نمی شود.

*همچنین آب حلال خوبی در طبیعت است و این ویژگی را دارد که صدها ماده ی مغذی را در بدن و خون ها حل کند. ( به همین دلیل توصیه می  شود که روزانه هشت لیوان آب مصرف شود.)

*آب در طبیعت ماده ای است که نه خاصیت اسیدی و نه خاصیت بازی دارد و تاثیری روی موادی که در بدن حل می شود ندارد.  ( دانشمندان شیمی مواد را از روی خاصیتی که دارند به دو دسته ی اسیدی و بازی تقسیم می کنند. بعضی از ماده ها مانند پرتغال و انواع شوینده های بهداشتی که در تمیز کردن مواد و اجسام از آن ها استفاده می کنیم خاصیت اسیدی دارند. بعضی دیگر از مواد مانند نمک خاصیت قلیایی دارند.)

*عمل تبخیر آب که بسیار عمل زیبایی است باعث بوجود آمدن ابرهای باران زا می شود و آب سالم و تمیز و فاقد املاح را در سراسر جهان برای مردم به ارمغان می آورد. آیا تاکنون به این فکر کرده اید آبی که ما با عمل های تقطیر و دستگاه های مختلف جداسازی و پاک می کنیم در طبیعت به طور طبیعی و بدون مشکل انجام می شود؟؟؟؟؟

6-حال بیایید درباره ی مغز انسان ها مطالعه کنیم. در حقیقت مغز انسان که خود جهانی متفاوت برای مطالعه و درک دارد مرکز تمامی افکار و احساسات شما، شادی و خشم شما، ترس ها و نگرانی ها و گیرنده ی مفاهیم برای شما می باشد. آیا تاکنون به این فکر کرده اید قطعه ای کوچک که در سرقرار گرفته چگونه می تواند چگونه می تواند میلیارد ها مفهوم عجیب و گوناگون را در خود جای دهد و پردازش کند؟؟؟؟؟؟ ( در محتواهای بعد درباره ی مغز انسان مطالعه می کنیم.)

 

2-جهان ما مبدایی دارد.

 

اگر یادتان باشد پیش از این هم به شما گفتیم که ممکن نیست چیزی خود به خودی به وجود آید. مانند اینکه کسی به شما بگوید که من خود به خودی و بدون لقاح هیچ پدر و مادری بوجود آمده ام. قطعا او را به باد مسخره میگیرید. حال اگر کسی به شما بگوید که این جهان با این همه عظمت و قدر و اندازه خود به خود و بدون کوشش کسی به وجود آمده آیا شما آن را قبول می کنید؟؟؟ هیچ چیزی در این دنیا به خودی خود و بدون هیچ تلاش و کوششی بوجود نمی آید. اگر چنین باشد پس تمامی ما انسان ها باید جهان علم و دانش و یادگیری های مختلف را رها کنیم. چون هرچیزی خود به خود به وجود می آید و پیشرفت می کند.

هیچ چیزی در این جهان خود به خود به وجود نمی آید مگر خالقی بزرگ داشته باشد.

هر انسانی در این جهان حاصل یک رابطه ی مقدس و صحیح میان پدر و مادرش می باشد. هر ساختمانی با تدبیر یک مهندس و معمار و با تلاش یک بنا ساخته شود. پس چگونه می توان نقش خدا در بوجود آمدن این جهان را نادیده گرفت؟؟؟

بیشتر دانشمندان معتقدند که میلیاردها سال پیش جهان در اثر یک انفجار شدید و بزرگ در فضا و با یک صدای بیگ بنگ بوجود آمد. اما هنوز دلیل واقعی و منطقی برای این انفجار عظیم مشخص نشده است.

3-قوانین جهان هرگز تغییر نمی کند.

بی شک تمامی ما در زندگی خود قوانین و مقرراتی داریم و از آن ها به عنوان ارزش یاد می کنیم. اما ممکن است که این ارزش ها در طول روز ها با جایگزین شدن افکار و عقاید جدید تغییر کند تا خود را با جامعه ی روز تطابق دهد. ( تغییر افکار و عقیده خاص هر انسانی است.) در مثالی دیگر ممکن است با توجه به ازدحام و شلوغی ماشین و مردم قوانین راهنمایی و رانندگی هر روز تغییر کند تا جامعه از انحراف یا بی نزاکتی دور شود. اما آیا ممکن است که قوانین حاکم بر جهان هستی تغییر کند؟ تصور کنید یک روز به جای چرخش زمین به دور خورشید ، زمین تنها به دور خود بچرخد. چه اتفاقی می افتد؟ اگر به جای جاذبه زمین، آسمان ها جاذبه داشته باشند دقیقا چه می شود؟؟؟؟ اگر ناگهان آب ها شور شوند چه می شود؟؟؟

اگر زمین ثابت باشد برای همیشه یک طرف آن بهار و تابستان و طرف دیگر پاییز و زمستان باقی می ماند و مردم در حسرت دیدن برف و یا شکوفه های بهاری می مانند. پس آیا واقعا هدایتگری ماهر وجود ندارد که میلیارد ها سال است اجازه نمی دهد مخلوقات قانون شکنی کنند؟؟؟؟ پس آیا نباید به وجود نیرویی عجیب تر از رویا ایمان آوریم؟؟؟؟

نظم عجیبی در جهان برقرار است.

بسیاری از ما در بسیاری از موارد در جهان قانون شکنی کرده ایم. در کوچک ترین مثال ها از بعضی تعهدات خود در کار و بیزینس و یا ... سستی کرده ایم. اما هرگز جهان خلقت در هیچ چیزی سست نبوده است. اگر بخواهید تمام کتاب ها و روزنامه ها را مطالعه کنید هیچ وقت جمله ای مانند این جمله پیدا نمی کنید که خورشید یک بار در سال 3 ساعت دیرتر غروب کرده باشد.

نظمی که در جهان برقرار است بسیاری از دانشمندان را متحیر خود کرده است.

4-کد هایDNA معجزه ای باورنکردنی هستند و به طرز شگفتی عملکرد سلول ها را تنظیم می کنند.

 

شاید تاکنون کلماتی مانند عوامل وراثتی و کرموزوم و یا کلمه ی ژن را شنیده باشید. به طور کلی هر یک از جانداران با تولید مثل و لقاح ( در اطلاح علمی عمل نزدیکی) صاحب فرزندی می شوند. به بیان دیگر جنین به صورت خون بسته( علق یا نطفه) در رحمی مقدس شکل می گیرد و مراحل رشد و تکامل را طی می کند. اما آیا به این فکر کرده اید که جنین عوامل وراثتی خود مانند رنگ چشم یا رنگ مو یا شکل ظاهری یا صدای خود را از چه کسی به ارث می برد؟؟ آیا واقعا اعضای بدن بدون هیچ هماهنگی و دلیلی عمل می کنند و بچه به خودی خود هر شکلی را میگیرد؟؟؟؟

پس اینجاست که باید به معجزه ی کدهای دی ان ای اشاره کرد. سلول های دی ان ای بدن از یک کامپیوتر، با هوش و فراست بیشتری عمل می کنند و در طی نه ماه تمام ژن های جنین را مشخص و به پردازش شکل ظاهری و توصیف روحیات می پردازند. اگر چیزی به نام ژن در بدن انسان ها وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟؟؟؟

5-خدا همواره می خواهد ما به سمت او بازگردیم.

بی شک همه ی شما این تجربه را داشتید که در بدترین روزهای زندگی به پایانی ترین ساعت های امید نزدیک شده باشید اما ناگهان دری از نور و رحمت باز شود و قلب خون مرده شما را به تپش می اندازد. آرامشی که انسان در آن لحظه دریافت می کند از هر چیز دیگری شیرین تر است. اما آیا انسان بی دلیل این آرامش را دریافت می کند؟؟ آیا هدایتگری وجود ندارد که مخلوق خود را از سردرگمی و ناامیدی نجات دهد؟

بلی دوستان عزیز اینکه به وجود خدا شک و تردید داشته باشیم بد نیست. مهم ترین چیز این است که خدا ما انسان ها را به جست و جو و تحقیق درباره ی خودش دعوت کرده و از ما می خواهد که به دنبال خدا برویم.

دوستان عزیز هر جا را که نگاه کنید می توانید خدا را ببینید.....

بابا طاهر عزیز به ما می گوید:

به دریا بنگرم دریا تو بینم...

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم...

به هرجا بنگرم کوه و در و دشت...

نشان از قامت رعنا تو بینم...

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 713
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : جمعه 27 دی 1398
نظرات 0

 

 دست مزن! چشم...

 

 شما هم با این شعر نسیم شمال عزیز موافق هستید؟ 

 

 دست مزن! چشم، ببستم دو دست
 
 راه مرو! چشم، دوپایم شکست
 
 حرف مزن! قطع نمودم سخن
 
 نطق مکن! چشم، ببستم دهن
 
 هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
 
 خواهش نافهمی انسان مکن
 
 لال شوم، کور شوم، کر شوم
 
 لیک محال است که من خر شوم
 
 چند روی، همچو خران زیر بار
 
 سر ز فضای بشریت برآر
تعداد بازدید از این مطلب: 855
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : جمعه 27 دی 1398
نظرات 0

 

مناظره ی جالب و شعرساز زیب النسا و پدرش

 

 

 زیب النسا (مخفی) شاعره ی پر آواز هندی است که اشعار زیبایی به زبان فارسی سروده است. اما یکی از سروده های زیبای او، ناگهانی و در اثر اتفاق جالبی به وجود آمده :

وقتی زیب النسا در خانه مشغول وقت گذرانی با پدرش بود، ناگهان آینه ی چینی خانه به لغزش درآمده و می شکند. اورنگ زیب، زیب النسا را خطاب خود قرار می دهد و می گوید:

 از قضا آیینه ی چینی شکست

زیب النسا بی درنگ پاسخ می دهد:

 خوب شد اسباب خود بینی شکست 

تعداد بازدید از این مطلب: 688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0




کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید