آمار مطالب

کل مطالب : 74
کل نظرات : 7

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 24
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 26
بازدید ماه : 26
بازدید سال : 26
بازدید کلی : 26
نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1399
نظرات 0

 

 امروز یک فایل مراقبه برایتان روی وب قرار داده ام. 

 

 در بدن هر فرد، هفت چاکرای اصلی (مرکز انرژی) وجود دارد که انرژهای لازم را از جهان و هستی می گیرند و از طریق مجراهای نادی به تمام اعضای بدن اهدا می کنند. با انجام مداوم فایل های مراقبه و یوگا می توانید نیروی چاکراهای بدن را افزایش دهید و تمام ترس، خشم، انرژی های منفی، استرس و افسردگی را از خود دور کنید. 

 

شرایط انجام مراقبه:

 

 1- لطفا در سکوت کامل باشید.

 2- سعی کنید از شمع و عود استفاده کنید. 

 3- با مراحل فایل پیش بروید.

 4- در نهایت با دعا و نیایش شمع ها را خاموش کنید. 

 

مدت زمان فایل: 15 دقیقه

موضوع: سپاس گزاری از اعضای بدن

دانلود فایل

 



تعداد بازدید از این مطلب: 657
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : شنبه 03 خرداد 1399
نظرات 0

 

 

وقت است که باز آیی

 

دوستان سلام! این کلیپ زیبا مونتاژی از بیت شعر حافظ را دارد! تقدیم شما!

روی عکس کلیک کنید!

 

 



تعداد بازدید از این مطلب: 818
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : یکشنبه 14 اردیبهشت 1399
نظرات 0

 

دلنوشته با برگردان انگلیسی

خدایا !

سپاس از نور و زندگی!

ای آفریدگار گرانقدر! من سپاسگزارم که مانند دیگر مخلوقات تو، شایسته ی آفرینش بودم و به لطف و موهبت فراوان تو، رشد کرده، نطق کرده، دیده گشوده و هستی خود را درک کرده ام!                                               

آفریدگارا!

هرچه سپاس گذاری کنم، باز هم کم است. زندگی را دوست دارم. چون اگر لایقش نبودم، هرگز آفریده نمی شدم. اگر لایق، خندیدن، گریه کردن، بخشیدن و بخشیده شدن نبودم، هرگز آفریده نمی شدم. اگر لایق دم و باز دم نبودم، هرگز آفریده نمی شدم و اگر لایق قدم زدن و لذت بردن در جنگل های بی نظیر تو نبودم، هرگز به سوی آن کشیده نمی شدم.                 

پس این وظیفه ی من است که از هستی و روح و انرژی خود لذت ببرم و هر آن چیز لیاقت من است را به دست آورم و تا عمر دارم از رحمات تو در این جهان استفاده کنم!    

!God

!Thank you for light and life

!Great god

Thank you for my creation like the other created and it was your blessing for my growing, speaking, opening eyes and understanding

I know it is so few whatever I thank

I love the life! Because if I didn’t deserve for it, I had never been created! If I didn’t deserve for laughing, crying, forgiving and be forgived, I had never been created. If I didn’t deserve for inhale and exhale, I had never been created and if I didn’t deserve for walking and enjoying in your unique jungles, I had never been fascinated by them

So it is my duty to enjoy of my life, soul and energy and earn whatever is mydeserving and use your mercy until I survive

 

The end



تعداد بازدید از این مطلب: 941
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : جمعه 29 فروردین 1399
نظرات 0

 

کتاب ( داستان جاوید)

 

درود بی پایان! کتاب داستان جاوید از آثار برگزیده ی ایران زمین است. از خواندن آن لذت می برید! کتاب 406 صفحه ای در حدود 150 صفحه خلاصه شده است! موفق باشید!

نویسنده : اسماعیل فصیح

خلاصه نویسی: آذر جهانی

ژانر: درام – تراژدی

مکان : تهران

زمان : اوج فساد حکومت قاجاریه ( احمد شاه )

پردازش: این داستان واقعیت دارد.

تعداد صفحات کتاب اصلی : 406 صفحه

شخصیت های اصلی کتاب: جاوید – شازده کمال الدین ملک آرا – ثریا – دکتر منوچهرخان نزهت الدوله – لیلا                                                                                   

شخصیت های فرعی کتاب: موبد بهرام – غلومعلی – ننه احمد - میرزا اصغرخان مباشر – ابوتراب کالسکه چی – میرزا مُشیرخان نزهت الدوله – هما – فروغ زمان – میرزا هوشنگ خان – مش خداداد کالسکه چی - فیروز آقا – سَروَر خانم – افسانه – پوران – تاجماه خانوم – بی بی گوهرتاج – کربلایی هاشم – رقیه بَگُم – فاطمه بگم                                                                                                                                 

خلاصه ی داستان: بر خلاف کتاب سووشون که نمادین بود ( پروژه ی قبلی )، داستان جاوید برگرفته از یک تراژدیِ واقعی است که برای یک پسرِ پاک زردشتی، با ایمانی کاملا خالص و ذاتی مبرا از بدی به وجود می آید و مورد آزار و اذیت مسلمان نماهای پست اهریمن صفت قرار می گیرد. هسته ی این کتاب مربوط به اواخر حکومت قاجاریه و سپس آغاز قدرت ورزی های رضاخان است. ولی مفهوم این کتاب پیروزی نیکی بر پلیدی است. انتهای داستان متوجه می شوید که سرانجام هر ایمان قوی، شکیبایی و عاقبت دیوصفتی، رنجی فراموش نشدنی است. این داستان شما را به صبر و بردباری در زندگی دعوت می کند. اگر روزگاری احساس کردید که از زندگی خسته شده اید یا مصیبت های وارده بر شما، غایت بدبختی های جهان است، (جاوید پاک نهاد) را یاد کنید و ایمان او را در وجود خود پرورش دهید. همچنین به خاطر داشته باشیم که دین، راه و روش نیک انسان ها است؛ نه سبب افتخار و عزت و اعتبار! هیچ دینی بر دیگری برتری ندارد!

 

نقد شخصیت شناسی داستان جاوید

 

داستان جاوید (فصل اول)

داستان جاوید (فصل دوم)

داستان جاوید (فصل سوم)

داستان جاوید (فصل چهارم)



تعداد بازدید از این مطلب: 1022
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1398
نظرات 0

 

سووشون

 

 

کتاب سووشون یکی از بهترین و عالی ترین آثار برگزیده ی ایران زمین و اثر بزرگ بانو سیمین دانشور است. این کتاب حدود 350 صفحه می باشد. من خلاصه ی کتاب را با ذکر جزئیات لازم در حدود 100 صفحه در سه پی دی اف قرار دادم. ضمن اینکه توضیحات لازمه ی کتاب در ادامه ی مطلب برای شما نوشته شده است. از خواندن آن لذت ببرید:

 

 

نام نویسنده : سیمین دانشور
خلاصه نویسی : آذر جهانی
ژانر کتاب : سیاسی – اجتماعی
مکان : شیراز
شخصیت های اصلی داستان: یوسف – زری – خان کاکا ( ابوالقاسم خان) – سرجنت زینگر – خانم فاطمه( قدس السلطنه) - عزت الدوله - ملک رستم - ملک سهراب
شخصیت های فرعی داستان: خانم حکیم – ماک ماهون - خسرو – هرمز – مینا – مرجان - گیلان تاج – غلام - خدیجه – قاپوچی کل عباس – حمید – فردوس - مجید - آقای فتوحی - حسین آقا عطار - محمد رضا رنگرز - سید محمد - خانم مسیحادم - دکتر عبدالله خوان 
مقدمه ی لازم: برای عزیزانی که با تاریخ آشنایی زیادی ندارند، این داستان مربوط به زمان حکومت رضاخان و محمدرضا شاه ( پهلوی ) است. در این دوره ی تاریخ، ایران با آلمان های نازی ( فاشیسم) متحد بود. ولی متاسفانه، روس ها از شمال وطن و انگلیس ها از جنوب وطن به ایران حمله کرده بودند و بدون جنگ و خونریزی افسار حکومت بر مردم را به دست گرفته بودند. بسیاری از حاکمان محلی به بیگانگان باج و خراج می دادند. حاکم شیراز خدمتگزار نمایندگان انگلیسی بود.
 انگلیس و شوروی ( روس) دشمنان اصلی آلمان بودند.

یکی از بزرگترین آشفتگی های مملکت، سرکشی ایلخانان محلی و غارت اسلحه و جنگ با دولت بود که البته با انگلیسی ها هم دست شده بودند.

در این دوره حتی کشور های هند، ایرلند، اسکاتلند و ایستلند هم مستعمره های اصلی انگلیس بودند. انگلیس سربازان خود را از مردم این کشورها انتخاب کرده بود. بنابراین از شنیدن سربازان هندی یا ایرلندی در ارتش انگلیس در محتوای کتاب تعجب نکنید. موفق باشید!
خلاصه ی داستان: زری و یوسف عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و زندگی خوبی در کنار هم دارند. یوسف اربابی روشن فکر است که هرگز به انگلیسی ها باج نمی دهد و حاضر نیست محصولات انبار خود را به بیگانگان بفروشد تا وسعت قحطی در مرز و بوم خود را افزایش دهد. برعکس! ابوالقاسم خان، برادرش، برای رسیدن به هدف های خود به تایید انگلیسی ها احتیاج دارد. سرانجام یوسف توسط بیگانگان کشته می شود و زری در سوگ همسرش....

لینک زیر شخصیت های داستان را تک به تک در یک الی سه خط توصیف کرده است:

 

توصیف شخصیت های کتاب سووشون
دانلود خلاصه ی کتاب سووشون با ذکر کامل مطالب لازم
سووشون پی دی اف اول
سووشون پی دی اف دوم
سووشون پی دی اف سوم

 



تعداد بازدید از این مطلب: 1096
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1398
نظرات 0

کرونا آمدی

ولی حالا چرا

تعطیلاتمان  را

زهر کردی چرا

عید  میداد بوی شکوفه 

الکل شد امسال عطر نمونه

دست شستن نبود دریاد ما

انگشت شصت چه میگوید

در وسط این  ماجرا

 عید 

هرکه آمد قدمش برچشم ما

درا که باز نمیکنیم

بعدا نپرسید چرا

تعطیل کردن بمانید درخانه

با گفتن یاعلی

 میروید  شمال با خانواده؟

 کرونارا جدی بگیریم

از دست دادن و بوسیدن

فاصله بگیریم

 

 

دوستان امیدوارم هرجا هستید سلامت پیروز باشید  لطفا تو این روزهایی که بیماری کرونا درحال پیشرفت هست

نکات بهداشتی رو جدی بگیریم 

درپناه حق



تعداد بازدید از این مطلب: 652
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1398
نظرات 0

کرونا آمدی

ولی حالا چرا

تعطیلاتمان  را

زهر کردی چرا

عید  میداد بوی شکوفه 

الکل شد امسال عطر نمونه

دست شستن نبود دریاد ما

انگشت شصت چه میگوید

در وسط این  ماجرا

 عید 

هرکه آمد قدمش برچشم ما

درا که باز نمیکنیم

بعدا نپرسید چرا

تعطیل کردن بمانید درخانه

با گفتن یاعلی

 میروید  شمال با خانواده؟

 کرونارا جدی بگیریم

از دست دادن و بوسیدن

فاصله بگیریم

 

 

دوستان امیدوارم هرجا هستید سلامت پیروز باشید  لطفا تو این روزهایی که بیماری کرونا درحال پیشرفت هست

نکات بهداشتی رو جدی بگیریم 

درپناه حق



تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1398
نظرات 0

 

 

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!!!!

 

 دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا ر   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 

 کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز            باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

 ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون         نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

 در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل     هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

 ای صاحب کرامت شکرانه سلامت           روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند          گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

 آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند        اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

 هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی    کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

 سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد     دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

 آیینه سکندر جام می است بنگر           تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 خوبان پارسی گو بخشندگان عمرن             ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود       ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 



تعداد بازدید از این مطلب: 917
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1398
نظرات 0

 

  پروانه شدن باید!!!!!!!!!!!

 

  در شهر چراغی بود، گویی همه در خواب اند

   این معرکه اندیشان، بی سایه و مهتاب اند.....

  

   تا چند در این پیله، 

   در تار تنیدن ها؟؟؟؟؟

 

   پروانه شدن باید، پروانه شدن باید....

   تا اوج پریدن ها ......

 

هنرمند ناشناس



تعداد بازدید از این مطلب: 643
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : آذر جهانی
تاریخ : شنبه 10 اسفند 1398
نظرات 0

 

امشب این دل در نبود تو چه ویران می شود!

بی خبر از زلف تو دیده چه گریان می شود!

یاد تو آهوی ناپیدای دشت آرزو

گهگداری می رسد، صیاد حیران می شود!



تعداد بازدید از این مطلب: 660
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صفحه قبل123...8صفحه بعد



کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران