نویسنده : azarhana
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1398
نظرات 0

 

سووشون

 

 

کتاب سووشون یکی از بهترین و عالی ترین آثار برگزیده ی ایران زمین و اثر بزرگ بانو سیمین دانشور است. این کتاب حدود 350 صفحه می باشد. من خلاصه ی کتاب را با ذکر جزئیات لازم در حدود 100 صفحه در سه پی دی اف قرار دادم. ضمن اینکه توضیحات لازمه ی کتاب در ادامه ی مطلب برای شما نوشته شده است. از خواندن آن لذت ببرید:

 

 

نام نویسنده : سیمین دانشور
خلاصه نویسی : آذر جهانی
ژانر کتاب : سیاسی – اجتماعی
مکان : شیراز
شخصیت های اصلی داستان: یوسف – زری – خان کاکا ( ابوالقاسم خان) – سرجنت زینگر – خانم فاطمه( قدس السلطنه) - عزت الدوله - ملک رستم - ملک سهراب
شخصیت های فرعی داستان: خانم حکیم – ماک ماهون - خسرو – هرمز – مینا – مرجان - گیلان تاج – غلام - خدیجه – قاپوچی کل عباس – حمید – فردوس - مجید - آقای فتوحی - حسین آقا عطار - محمد رضا رنگرز - سید محمد - خانم مسیحادم - دکتر عبدالله خوان 
مقدمه ی لازم: برای عزیزانی که با تاریخ آشنایی زیادی ندارند، این داستان مربوط به زمان حکومت رضاخان و محمدرضا شاه ( پهلوی ) است. در این دوره ی تاریخ، ایران با آلمان های نازی ( فاشیسم) متحد بود. ولی متاسفانه، روس ها از شمال وطن و انگلیس ها از جنوب وطن به ایران حمله کرده بودند و بدون جنگ و خونریزی افسار حکومت بر مردم را به دست گرفته بودند. بسیاری از حاکمان محلی به بیگانگان باج و خراج می دادند. حاکم شیراز خدمتگزار نمایندگان انگلیسی بود.
 انگلیس و شوروی ( روس) دشمنان اصلی آلمان بودند.

یکی از بزرگترین آشفتگی های مملکت، سرکشی ایلخانان محلی و غارت اسلحه و جنگ با دولت بود که البته با انگلیسی ها هم دست شده بودند.

در این دوره حتی کشور های هند، ایرلند، اسکاتلند و ایستلند هم مستعمره های اصلی انگلیس بودند. انگلیس سربازان خود را از مردم این کشورها انتخاب کرده بود. بنابراین از شنیدن سربازان هندی یا ایرلندی در ارتش انگلیس در محتوای کتاب تعجب نکنید. موفق باشید!
خلاصه ی داستان: زری و یوسف عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و زندگی خوبی در کنار هم دارند. یوسف اربابی روشن فکر است که هرگز به انگلیسی ها باج نمی دهد و حاضر نیست محصولات انبار خود را به بیگانگان بفروشد تا وسعت قحطی در مرز و بوم خود را افزایش دهد. برعکس! ابوالقاسم خان، برادرش، برای رسیدن به هدف های خود به تایید انگلیسی ها احتیاج دارد. سرانجام یوسف توسط بیگانگان کشته می شود و زری در سوگ همسرش....

لینک زیر شخصیت های داستان را تک به تک در یک الی سه خط توصیف کرده است:

 

توصیف شخصیت های کتاب سووشون
دانلود خلاصه ی کتاب سووشون با ذکر کامل مطالب لازم
سووشون پی دی اف اول
سووشون پی دی اف دوم
سووشون پی دی اف سوم

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1113
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : abolfazl
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1398
نظرات 0

کرونا آمدی

ولی حالا چرا

تعطیلاتمان  را

زهر کردی چرا

عید  میداد بوی شکوفه 

الکل شد امسال عطر نمونه

دست شستن نبود دریاد ما

انگشت شصت چه میگوید

در وسط این  ماجرا

 عید 

هرکه آمد قدمش برچشم ما

درا که باز نمیکنیم

بعدا نپرسید چرا

تعطیل کردن بمانید درخانه

با گفتن یاعلی

 میروید  شمال با خانواده؟

 کرونارا جدی بگیریم

از دست دادن و بوسیدن

فاصله بگیریم

 

 

دوستان امیدوارم هرجا هستید سلامت پیروز باشید  لطفا تو این روزهایی که بیماری کرونا درحال پیشرفت هست

نکات بهداشتی رو جدی بگیریم 

درپناه حق

تعداد بازدید از این مطلب: 669
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : abolfazl
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1398
نظرات 0

کرونا آمدی

ولی حالا چرا

تعطیلاتمان  را

زهر کردی چرا

عید  میداد بوی شکوفه 

الکل شد امسال عطر نمونه

دست شستن نبود دریاد ما

انگشت شصت چه میگوید

در وسط این  ماجرا

 عید 

هرکه آمد قدمش برچشم ما

درا که باز نمیکنیم

بعدا نپرسید چرا

تعطیل کردن بمانید درخانه

با گفتن یاعلی

 میروید  شمال با خانواده؟

 کرونارا جدی بگیریم

از دست دادن و بوسیدن

فاصله بگیریم

 

 

دوستان امیدوارم هرجا هستید سلامت پیروز باشید  لطفا تو این روزهایی که بیماری کرونا درحال پیشرفت هست

نکات بهداشتی رو جدی بگیریم 

درپناه حق

تعداد بازدید از این مطلب: 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1398
نظرات 0

 

 

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!!!!

 

 دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا ر   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 

 کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز            باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

 ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون         نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

 در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل     هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

 ای صاحب کرامت شکرانه سلامت           روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند          گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

 آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند        اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

 هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی    کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

 سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد     دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

 آیینه سکندر جام می است بنگر           تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 خوبان پارسی گو بخشندگان عمرن             ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود       ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

تعداد بازدید از این مطلب: 937
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1398
نظرات 0

 

  پروانه شدن باید!!!!!!!!!!!

 

  در شهر چراغی بود، گویی همه در خواب اند

   این معرکه اندیشان، بی سایه و مهتاب اند.....

  

   تا چند در این پیله، 

   در تار تنیدن ها؟؟؟؟؟

 

   پروانه شدن باید، پروانه شدن باید....

   تا اوج پریدن ها ......

 

هنرمند ناشناس

تعداد بازدید از این مطلب: 660
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : شنبه 10 اسفند 1398
نظرات 0

 

امشب این دل در نبود تو چه ویران می شود!

بی خبر از زلف تو دیده چه گریان می شود!

یاد تو آهوی ناپیدای دشت آرزو

گهگداری می رسد، صیاد حیران می شود!

تعداد بازدید از این مطلب: 676
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : abolfazl
تاریخ : سه‌شنبه 29 بهمن 1398
نظرات 0

دلی دارم خریداری ندارد



دلی دارم هیچ کس را ندارد



 دلی دارم خیلی شدتنگ



هی میزند به بخت خود سنگ
 





ابوالفضل یزدانی

تعداد بازدید از این مطلب: 696
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : سه‌شنبه 29 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

ترک شیرازی

 

 بیایید امروز مشاعره ی چند شاعر نامی و مشهور درباره ی ( ترک شیرازی) را بخوانیم. زبان این اشعار کاملا ظنر و مفهوم خنده و شادی شما می باشد. از خواندش لذت می برید:

 

راستی شما چه نظری دارید؟

 

تعداد بازدید از این مطلب: 875
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : سه‌شنبه 29 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

در نمازم!!!

 

بیتی ناب از خواجه حافظ شیرازی!!!!!

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد!

حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد!

 

تعداد بازدید از این مطلب: 681
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : azarhana
تاریخ : سه‌شنبه 29 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

گفتم غم تو دارم!!!!!!!!

 

بیایید برگی از غزل های خواجه حافظ را به یادگار برداریم:

 

 

  گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید              گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

  گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز          گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید

  گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم         گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید

  گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد              گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

  گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد           گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

  گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت        گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

  گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد            گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

  گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد           گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید  

 

تعداد بازدید از این مطلب: 729
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0




کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید