نویسنده : azarhana
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

یک شب آتش؟؟؟؟؟؟

 

   مجذوب تبریزی بزرگوار می فرمایند....

 

 

   یک شب آتش در نیستانی فتاد

   سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

   شعله تا سر گرم کار خویش شد

   هر نیی شمع مزار خویش شد

   نی به آتش گفت کین آشوب چیست؟

   مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

   گفت آتش بی سبب نفروختم

   دعوی بی معنیت را سوختم

   زانکه می گفتی نیم با صد نمود

   همچنان در بند خود بودی که بود

   مرد را دردی اگر باشد خوش است

   درد بی دردی علاجش آتش است....

 

    استاد بزرگ، استاد شهرام ناظری، این شعر را با صدای زیبای خود تلاوت کرده اند. برای دانلود شعر اینجا کلیک کنید


تعداد بازدید از این مطلب: 668
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید




کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید