نویسنده : azarhana
تاریخ : یکشنبه 06 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

یوسف گمگشته!!!!!

 

از خواجه حافظ شیرازی بیاموزیم! شادانه زیستن را فرا بگیریم:

 

  یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

  کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

  ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

  وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

  گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

  چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

  دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت 

  دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

  هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

  باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

  ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

  چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

  در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

  سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

  گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

  هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

  حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

  جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

  حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

  تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور


تعداد بازدید از این مطلب: 745
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید




کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید