نویسنده : azarhana
تاریخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1398
نظرات 0

 

 

 

از ماست که بر ماست

 

   به یاد داشته باشیم که در زندگی، به داشته ها و کمالات خود، افتخار کنیم؛ اما پلک های خود را با غبار غرور پر نکنیم. چون دقیقا تیر شکست را بر خود روانه می کنیم. از ناصر خسروی عزیز بیاموزیم:

 

 روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

 واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

 بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

 «امروز همه روی زمین زیر پر ماست،

 بر اوج فلک چون بپرم -از نظر تیز

 می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

 گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد

 جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»

 بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید

 بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:

 ناگه ز کمینگاه، یکی سخت کمانی،

 تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

 بر بال عقاب آمد آن تیر جگر دوز

 وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

 بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی

 وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

 گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

 این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»

 چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

 گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»


تعداد بازدید از این مطلب: 671
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید




کدهای موسیقی بلاگ تصویر وشعر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید